محمد حسن سمسار

209

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

از كرانه سوى قايق آمدند و از ما پرسيدند كه از كجا مىآئيم ما به آنها گفتيم كه از فلان كشتى و آنها ما را بكرانه بردند و آنجا ما برو افتاديم گوئى كه مرده‌ايم . يكى از آن دو مرد از نزد ما رفت و من از ديگرى پرسيدم كه اينجا كجاست ؟ او پاسخ داد اين دود كه مىبينى از تيز است . همه آنها كه در آن سه كشتى بودند هلاك شدند . يكى از آنها هم رهائى نيافت مگر آن مشتى كه در قايق نجات رفته بودند . در ميان غرق شدگان رهبان كشتى ما احمد بود كه نامش مشهور مانده است . از دست رفتن اين كشتىها و بار كالاى آنها به فرو افتادن سيراف و صيمور كمك كرد . زيرا در اين پيشامد ثروت بسيار و شمار بسيار از ناخدايان و رهبانان و بازرگانان از ميان رفتند « 293 » . » داستانهاى بسيار از سفرهاى پر خطر دريائى در كتابها باقيمانده است . از آن جمله داستانهاى دريانورد مشهور عبهره كه هفت بار بچين سفر كرده بود « 294 » . »

--> ( 293 ) - دريانوردى عرب ص 165 عجايب هند ص 132 داستان 114 . ( 294 ) - نگاه كنيد بكتاب عجايب هند .